الشيخ علي اكبر النهاوندي

221

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

امّا احتياج به امام از جهت استنباط احكام شرعى ، از رواياتى است كه ناقلين و روات از آن بزرگوار نقل نمايند . پس بسا باشد ناقلين روايات ، عمدا و شبهة از حق عدول نمايند . بنابراين در اين صورت ، نقل منقطع مىشود يا در ميان كسانى باقى مىماند كه نقل آن‌ها حجّت نباشد و وقتى از جهت استنباط احكام از روايات به امام احتياج باشد و چون به نحوى كه گفته شد ، نقل روايات و احاديث ساقط گردد ، پس بايد احتياج به امام هم ، ساقط گردد ، در حالىكه چنين نيست ، چه وجود مبارك او فى حدّ نفسه از جانب خداوند بر عباد لطف است . [ شبهه بيست و دوم : نياز ضرورى به امام ] 24 صبيحة بدان شبههء بيست و دوّم مخالفين در ساحت امامت ولى عصر و ناموس دهر ، اين است كه مىگويند : هرگاه ناقلين احكام و روايات ، آن‌ها را كتمان نمايند و آن‌چه را از حقّ شنيده‌اند ، كما هو نقل نكنند و آن‌چه از آن دانسته‌اند كما ينبغى بيان ننمايند ، آن‌گاه محتاج بيان امام شويد و حقّ الّا من جهت الامام معلوم نشود و خوف قتل امام از اعدا هم مستمرّ باشد ، حال اى معشر اماميّه چگونه خواهيد بود ؟ چه در اين‌وقت ، در ميان امور فضيعه‌اى واقع خواهيد شد يا مىگوييد : البتّه در اين‌وقت ظاهر مىشود ، هر چند خوف از قتل داشته باشد . اگر چنين باشد ، مىگوييم : خوف قتل ، مبيح و مجوّز غيبت او نخواهد بود ، حال آن‌كه شما اماميّه ، نظر به اخبار وارده از طرق خودتان ، عمدهء اسباب غيبت آن جناب را خوف قتل مىدانيد ، بلكه شيخ ابو جعفر طوسى رحمه اللّه كه در ميان شما به شيخ الطائفه معروف است ، همين سبب را در غيبت آن جناب اختيار كرده و در اين صورت ، على كلّ حال ظاهر شدن براى آن جناب واجب است . اگر بگوييد : نبايد ظاهر شود ، ظهورش لازم نيست و در اين صورت تكليف از رعيّت ساقط است ؛ خواهيم گفت : شما اماميّه ، مرتكب امرى شديد كه بالاجماع باطل